اخودان
به سایت اخودان خوش آمدید هرجا مشکلی داشتید با ما در ارتباط باشید. 09221706572

تومان38,700

دانلود رمان طاعون‌ زده pdf |اثر آوا موسوی

اسم رمان : طاعون زده

نویسنده : آوا موسوی

ژانر : عاشقانه، اجتماعی

torobpay
هر قسط با ترب‌پی: تومان9,675
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.

توضیحات

دانلود رمان طاعون‌ زده pdf |اثر آوا موسوی

اسم رمان : طاعون زده

نویسنده : آوا موسوی

ژانر : عاشقانه، اجتماعی

تعداد صفحات: 1427

خلاصه :

 طاعون زده روایتگر دختریه مثل همه دخترای دیگه. با یه زندگی آروم و بی دغدغه و رویاهای صورتی کوچیک و بزرگ.

تا حالا اسم طاعون به گوشتون خورده؟

طاعون یه بیماریه. و حالا طاعون افتاده به جون تک تک اون آرزوها.

داستان ما درباره دختریه که مجبور میشه آرزوهای طاعون گرفته اش رو خودش با دستای خودش بسوزونه.

حالا سال ها گذشته و کسی که روزی از مهم ترین داشته زندگیش بود، از میون خاکستر آرزوهاش دوباره پیدا میشه.

اومده تا جواب تک تک سوالاتش رو از طنین بگیره.

بعد از سال ها طاعون برگشته.

اما این بار قراره طاعون به جون خودش بیفته!

قسمتی از رمان طاعون‌ زده :

به سمتم چرخید و به پسرها پشت کرد.

به میزم تکیه داد. دستی به صورتش کشید و سری تکان داد.

_ خوبم فرفری خانم. این یعنی نمیخواست بیش از این بحث را ادامه دهیم.

اخم کم رنگی کردم و برخلاف همیشه، این بار کمی سماجت به خرج دادم.

_ امیر! کمی به سمتم خم شد و تن صدایش را پایین آورد _ جون امیر؟

نیم نگاهی به پسرها که هنوز هم در سر و کله یکدیگر میکوبیدند، انداختم.

صندلی ام را جلوتر کشیدم؛ طوری که زانوهایم با پاهایش مماس شد.

به تقلید از او، من هم صدایم را پایین آوردم

_ اینقدر خودتو خسته نکن، مریض میشی.

لبخند زد؛ اما حالت گرفته نگاهش در تضاد با لبخندش بود.

_ من فرصت مریض شدن ندارم، خیالت راحت.

از لحن خسته و گرفته اش چیزی در وجودم مچاله شد.

این بار سکوت کردم؛ اما همچنان کلافه و ناراحت به او چشم دوخته بودم.

در حالی که با پوست گوشه ناخنم بازی میکردم، نگاهم را به لیوان نیمه خورده چایم دوختم.

احساس مسئولیت سنگینش را درک میکردم.

او هر لحظه فقط به فکر این بود که خانواده اش در آسایش باشند.

گاهی برایم از خواهر کوچکش میگفت.

بیشترین نگرانی اش برای خواهرش بود.

خواهری که بی نهایت به او عشق میورزید و مهم ترین انگیزه اش برای تحمل این همه خستگی و بی خوابی، او بود. میگفت حتی اگر لازم باشد، بیش از این از خودش کار میکشد تا خواهرش هیچوقت احساس کمبود نداشته باشد.
با این که تقریباً تمام وقتش پر بود؛

اما می دیدم که چقدر تلاش میکند تا زمانی را به خواهرش اختصاص دهد.

میگفت نمیخواهد انیس احساس خلأ یک دوست را در خانواده اش داشته باشد.

بین خودمان باشد؛ اما گاهی به انیس حسادت میکردم.

امیر بیش از هر چیزی دغدغه انیس و نیازهایش را داشت و این احساس مسئولیتش نسبت به انیس برایم بی نهایت دوست داشتنی و قابل احترام بود.

_ احیانا قصد ندارید برید سر زندگیتون؟

این را امیر گفت و سجاد نگاهش را به من دوخت و با لبخند دندان نمای همیشگی اش گفت:

_ آبجی شرمنده، ولی ناموسا توی این پسره چی دیدی آخه؟

آدم اینقدر ضایع بقیه رو میفرسته پی نخود سیاه؟

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    طاعون زده
  • ژانر
    ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده
    آوا موسوی
  • صفحات
    1427
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • 625 روز پيش
  • abbas
  • 446 بازدید
  • تومان38,700
  • 0 کامنت
دیگر نوشته های
کامنت ها

امکان ارسال کامنت فقط برای اعضاء میباشد!

لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید!

  • آواتار پریسا
    پریسارمان هزار چم عالی بود با قلم شیوا و‌ریزبین خانم ایلخانی فقط قسمت دوم رمان آخرش ر...
  • آواتار abbas
    abbasسلام عزیز زحمت بکشید به شماره ی 09221706572 در تلگرام یا واتس اپ پیام بدید ....
  • آواتار فرزانه محجوب
    فرزانه محجوبسلام من واریز کردم ولی دانلود نشد فایل...
  • آواتار abbas
    abbasسلام به پشتیبانی پیام بدید عزیز...
  • آواتار س
    سسلام می‌خواهم رمان بهار رسوایی رو دانلود کنم چجوری اینکارو بکنم...
آرشیو نویسندگان
اینماد

درباره سایت
اخودان
سایت اخودان مرجع کامل رمان و کتاب و فایل های آموزشی با پشتیبانی 24 ساعته … راه های ارتباطی با پشتیبانی سایت : شماره تماس واتس اپ و تلگرام : عباس علی میرزائی 09221706572 شماره پشتیبانی 2 فقط در تلگرام و واتس اپ : زینب محمودآبادی 09944563705
آمار سایت
  • 4 نوشته
  • 805 محصول
  • 11 کامنت
  • 301 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " اخودان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.