توضیحات
دانلود pdf رمان آرامش پنهان از سمیرا امیریان
دانلود رمان آرامش پنهان pdf از سمیرا امیریان برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دلارا دختری است که خانواده خود را سال ها پیش از دست داده است و به تنهایی زندگی میگذراند. روزی آگهی استخدام نیرو برای یک شرکت مهندسی کامپیوتر را در اینستا مشاهده میکند و برای مصاحبه پا به این شرکت میگذارد و با مردی درد کشیده و زخم خورده آشنا میشود، مردی که زندگی دلارا با او گره میخورد و آشنایی که چندان اتفاقی نیست! …
خلاصه رمان آرامش پنهان
ماشین را جلوی خانه متوقف کردو دستش را به سمت ریموت برد. قبل از فشردن دکمه ی ریموت ناخودآگاه چهره خوشحال دختری جلوی چشمانش نقش بست که برق مردمک هایش چشمش را میزد آن قدری از خانه خوشش آمده بود که تمام نگرانیهایش بابت اجاره ای که استرس پرداختش را داشت به فراموشی بسپارد و زمانی که کارن چک صدوپنجاه میلیونی را به دستش داد آنقدر قدردانی چشمانش واضح و پررنگ بود که تمام رگهای سر کارن تیر کشیدند احساساتش به تناقص افتاده بودند و این جانش را میگرفت برگهها را با خوشحالی
امضا میزد و مدام از او تشکر میکرد دخترک کم حرف چنان به وجد آمده بود که برایش از برخورد امشبش با صاحب خانهاش میگفت و مشخص بود که قرار است حسابی حالش را بگیرد انگشتش روی ریموت خشک شده بودو نقش چشمان دلارا، دلارا کیانی از ذهنش پاک نمیشد زیر لب زمزمه میکرد: کیانی دلارا كياني.. دلارا كياني.. دلارا.. دل.. روژین.. پوزخند زد روژین صدر طرح چشمان دخترک از جلوی چشمانش پاک شد و نفرت شعله کشید انگشت اشارهاش را دوباره روی دکمه ریموت گذاشت اما قبل از فشار دادنش در ماشین باز شد و
مردی کنارش روی صندلی نشست و در را بست کارن نگاه سرخش را به سمتش چرخاند. لبخند مرد از نظرش تهوع آور و منزجر کننده بود. -سلام.. چطوری مهندس؟ کارن ریموت را در جیبش سر داد و دستش را به سمت سوئیچ برد و ماشین را خاموش کرد مرد هم دستش را در جیب کتش فرو برد و پاکت سیگار کاپیتان بلکش را بیرون کشید یک نخ را با لب هایش از پاک بیرون آورد و سپس پاکت را به سمت کارن گرفت. -بفرما، و با طنز مسخرهای ادامه داد: نمک گیر نمیشی! کارن دستش را پس زد و بی حوصله غرید کارت رو بگو و بعدش…
امکان ارسال کامنت فقط برای اعضاء میباشد!
لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید!