اخودان
به سایت اخودان خوش آمدید هرجا مشکلی داشتید با ما در ارتباط باشید. 09221706572

تومان33,000

ارباب اصلان، صاحب عمارت اربابیه، یه مرد مغرور و خود ساخته که وقتی عصبی می‌شه کسی جرأت نزدیک شدن بهش‌ رو نداره الا یک نفر! یه دختر خدمتکار آروم و مهربون که براش چای دارچین می‌بره و آرومش میکنه. ارباب وارث می‌خواد ولی زنش که خیلی هم فیس و افاده داره راضی نمی‌شه بچه دار بشن. اینجاست که خورشید چشم ارباب اصلان رو می‌گیره! دختر خدمتکار، وارث ارباب رو حامله میشه…

ترب‌پی
هر قسط با ترب‌پی: تومان8,250
۴ قسط. بدون کارمزد، چک و ضامن.

توضیحات

دانلود رمان دارچین از نویسنده رمان ریحانه کیامری رایگان

رمان دارچین از نویسنده ریحانه کیامری با لینک مستقیم
دانلود رمان دارچین از ریحانه کیامری کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه
تعداد صفحات: ۶۲۳

خلاصه رمان :
ارباب اصلان، صاحب عمارت اربابیه، یه مرد مغرور و خود ساخته که وقتی عصبی میشه کسی جرأت نزدیک شدن بهش‌ رو نداره الا یک نفر! یه دختر خدمتکار آروم و مهربون که براش چای دارچین میبره و آرومش میکنه. ارباب وارث می‌خواد ولی زنش که خیلی هم فیس و افاده داره راضی نمی‌شه بچه دار بشن. اینجاست که خورشید چشم ارباب اصلان رو می‌گیره! دختر خدمتکار، وارث ارباب رو حامله میشه…
قسمتی از رمان دارچین :
فیروزه گوشه ای نشسته بود و زانوانش را در آغوش گرفته بود.
ترکیبی از حس های مختلف در وجودش غلیان کرده و نتیجه اش اضطراب بی حدی شد که به آن دچار گشته بود.
_پاشو خاله جان، پاشو قربون قدت و بالات.
_چی شد خاله؟ میرم خونمون؟ !
_نه عزیزم دیگه از این به بعد اینجا خونه ی توئه.
جلو رفت و دست دخترک را گرفت و کشید و بلندش کرد: پاشو خاله قربونش. نمیدونی خان چی می‌گفت.
_چی می‌گفت؟
_می گفت به فیروزه گرمی بده تا میتونی میخوام یه پسر برام بیاره تا عقد دائمش کنم.
لب های فیروزه به پایین خم شد: اینو که به خودمم گفته ! خب که چی…
_میدونی یعنی چی؟
انگار بی اهمیت ترین موضوع جهان را شنیده باشد شانه بالا انداخت: نه! چی میخواد بشه مثلا؟ !
_میشی مادر وارث خاندان اربابی ایل سالار دختر جان !
میشی خانم این عمارت… سوگولی خان… نور چشمی تیمور خان… خانم بزرگ هم حتما پشتیبانت میشه !
_خب؟
_خب که خب بچه اینا یعنی خوشبخت میشی عاقبت به خیر میشی.
ننه بابات وضعشون خوب میشه. برادرات… خواهرات … همه به یه نوایی میرسن؟!
از شنیدن این حرف ها نور امید به قلبش تابید و ترس را پس زد: راست میگی خاله؟
_آره خاله جان دروغم چیه.
_پس کاش همین امشب خدا بهم بچه بده …

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    رمان دارچین
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    ریحانه کیامری
  • صفحات
    632
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • 902 روز پيش
  • یلدا
  • 395 بازدید
  • تومان33,000
  • 0 کامنت
کامنت ها

امکان ارسال کامنت فقط برای اعضاء میباشد!

لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید!

راه های ارتباطی مستقیم با ما:

تماس : 09221706572

ایمیل : alimirzaiy73@gmail.com

  • آواتار پریسا
    پریسارمان هزار چم عالی بود با قلم شیوا و‌ریزبین خانم ایلخانی فقط قسمت دوم رمان آخرش ر...
  • آواتار abbas
    abbasسلام عزیز زحمت بکشید به شماره ی 09221706572 در تلگرام یا واتس اپ پیام بدید ....
  • آواتار فرزانه محجوب
    فرزانه محجوبسلام من واریز کردم ولی دانلود نشد فایل...
  • آواتار abbas
    abbasسلام به پشتیبانی پیام بدید عزیز...
  • آواتار س
    سسلام می‌خواهم رمان بهار رسوایی رو دانلود کنم چجوری اینکارو بکنم...
آرشیو نویسندگان
اینماد

درباره سایت
اخودان
سایت اخودان مرجع کامل رمان و کتاب و فایل های آموزشی با پشتیبانی 24 ساعته … راه های ارتباطی با پشتیبانی سایت : شماره تماس واتس اپ و تلگرام : عباس علی میرزائی 09221706572 شماره پشتیبانی 2 فقط در تلگرام و واتس اپ : زینب محمودآبادی 09944563705
آمار سایت
  • 4 نوشته
  • 805 محصول
  • 11 کامنت
  • 318 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " اخودان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.