اخودان
به سایت اخودان خوش آمدید هرجا مشکلی داشتید با ما در ارتباط باشید. 09221706572

تومان41,900

ترب‌پی
هر قسط با ترب‌پی: تومان10,475
۴ قسط. بدون کارمزد، چک و ضامن.

توضیحات

دانلود pdf رمان آسمانی به سرم نیست از نسیم شبانگاه

دانلود رمان آسمانی به سرم نیست pdf از نسیم شبانگاه برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

دقیقه های طولانی می گذشت؛ از زمانی که زنگ را زده بودم. از تو خبری نبود و من کم کم داشتم فکر می‌کردم که منصرف شده‌ای و با این جا خالی دادن داری پیشنهاد عجیب و غریبت را پس می‌گیری. کم کم داشتم به برگشتن فکر می‌کردم. تصمیم گرفتم بار دیگر زنگ را بزنم و اگر باز هم بی پاسخ ماندم، برگردم؛ که تو در را باز کردی… در را باز کردی؛ و اولین چیزی که به چشمم آمد، غوغای میان چشم هایت بود. امان از چشم هایت؛ به گمانم زهرناک ترین عسل های روی زمین بودند آن دو گوی وحشی و پر راز …

خلاصه رمان آسمانی به سرم نیست

*آزاد* دقیقا ده بار زنگ خانه ات را زدم و خبری از تو نشد. این در حالی بود که کمتر از یک ربع قبل، که به بهانه سیگار کشیدن، خودم را به حیاط رسانده و منتظر مانده بودم تا لامپ همه واحدها خاموش شود از توی حیاط دیده بودم که لامپ خانه ات روشن است. حتی سایه ات را از پس حریر پرده دیده بودم که این ور و آن ور می‌رفت. سر شب که به جمع برگشتی، بیشتر از آن نیم ساعت قبل، سر حال نبودی. دیگر حتی آن لبخندهای زورکی را هم نمی‌زدی حتی برایش تلاش هم نمی‌کردی از هزارتا جمله‌ای که مخاطبش بودی یکی

را جواب می‌دادی شیرین برای شام جوجه تدارک دیده بود، تا تو هم بتوانی از شام تولد خودت بخوری و سنگ رژیمت را به سینه نزنی. اما تو تنها یک تکه بیشتر توی بشقابت نگذاشتی و همان را هم بیشتر نوک زدی تا اینکه بخوری، نگران و ناچار کلید انداختم و وارد خانه ات شدم. نهایتا می‌آمدم و مطمئن می‌شدم خوابیده ای و بر می‌گشتم… سه بار صدایت کردم خبری از تو نشد. نگران تر شدم. همه جا سرک کشیدم به اتاق خوابت رفتم در نیمه باز حمام اتاقت توجهم را جلب کرد پشتش ایستادم توانستم بوی اسانسی که همیشه ازتو متراکم

بود را تشخیص دهم و بوی بخار آب را آنجا بودی اما هر قدر صدایت کردم جواب ندادی. نگران و با صدای بلند گفتم: دارم میام تو غوغا. و تو باز هم جواب ندادی و همین بس بود تا بفهمم نگرانی ام بی جا نبوده. در را کامل باز کردم و وارد شدم توی وان دراز کشیده بودی و جز سرت که از میان انبوه کف ها بیرون زده بود، چیزی در معرض دیدم قرار نداشت. همین هم جراتم را برای نزدیک شدن بیشتر کرد. باز هم صدایت کردم. باز هم جواب ندادی. سعی کردم نگاهم را به تو ندوزم. ترسیده دست روی گلی که روی گونه ات شکفته بود گذاشتم …

حتما بخوانید : رمان دزد و شاه دزد

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    رمان آسمانی به سرم نیست
  • نویسنده
    نسیم شبانگاه
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • 913 روز پيش
  • abbas
  • 741 بازدید
  • تومان41,900
  • 0 کامنت
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
کامنت ها

امکان ارسال کامنت فقط برای اعضاء میباشد!

لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید!

راه های ارتباطی مستقیم با ما:

تماس : 09221706572

ایمیل : alimirzaiy73@gmail.com

  • آواتار پریسا
    پریسارمان هزار چم عالی بود با قلم شیوا و‌ریزبین خانم ایلخانی فقط قسمت دوم رمان آخرش ر...
  • آواتار abbas
    abbasسلام عزیز زحمت بکشید به شماره ی 09221706572 در تلگرام یا واتس اپ پیام بدید ....
  • آواتار فرزانه محجوب
    فرزانه محجوبسلام من واریز کردم ولی دانلود نشد فایل...
  • آواتار abbas
    abbasسلام به پشتیبانی پیام بدید عزیز...
  • آواتار س
    سسلام می‌خواهم رمان بهار رسوایی رو دانلود کنم چجوری اینکارو بکنم...
آرشیو نویسندگان
اینماد

درباره سایت
اخودان
سایت اخودان مرجع کامل رمان و کتاب و فایل های آموزشی با پشتیبانی 24 ساعته … راه های ارتباطی با پشتیبانی سایت : شماره تماس واتس اپ و تلگرام : عباس علی میرزائی 09221706572 شماره پشتیبانی 2 فقط در تلگرام و واتس اپ : زینب محمودآبادی 09944563705
آمار سایت
  • 4 نوشته
  • 805 محصول
  • 11 کامنت
  • 332 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " اخودان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.