اخودان
به سایت اخودان خوش آمدید هرجا مشکلی داشتید با ما در ارتباط باشید. 09221706572
تخفیف

قیمت اصلی تومان42,100 بود.قیمت فعلی تومان40,100 است.

ترب‌پی
هر قسط با ترب‌پی: تومان10,025
۴ قسط. بدون کارمزد، چک و ضامن.

توضیحات

دانلود pdf رمان ایاز و ماه از اکرم محمدی

دانلود رمان ایاز و ماه pdf از اکرم محمدی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

گاهی فقط یک قدم اشتباه می‌تواند کلاً آینده‌ات را بکوبد و از نو، با یک داستان دیگر بنویسد. مثلاً من الان باید در گمش‌تپه باشم، عروس بیگ مراد، نه در این اتاق بیمارستانی کنار مردی که نمی‌شناسم… صدای بم و پرنفوذ دکتر شانه‌هایم را بالا پراند. -اومدی تخمک اهدا کنی؟ مؤدبانهٔ فروش بود. سرم را تکان دادم. -اون پسره که باهات اومده… بی‌اراده و برنامه‌ ریزی‌ شده گفتم: شوهرمه… پوزخندی روی لب‌های درشتش نشست‌. عینک را از چشم برداشت و روی میز گذاشت: شوهرته و حلقه دستت نیست؟

خلاصه رمان ایاز و ماه

نگاهم از او چرخید به قباد به سمت مخالف کوچه و بعد برگشت به علایی که با چشم های سبز زمردی نگاهم می‌کرد… در ماشین باز بود. قباد اولین قدم را سمتم دوید. یک قدم سمت ماشین رفتم. علا دسته ساک را گرفت نکشید منتظر تصمیمم ماند… دستم را که پایین آوردم می‌دانست چاره ای به جز رفتن با او ندارم. ساک را گرفت و به صندلی عقب پرت کرد. -آفرین دخترا بپر بالا. به محض سوار شدن ماشین از زمین کنده شد و قباد و نامردی‌هایش را شلخته و دست خالی وسط کوچه باریک جا گذاشتم. به خیابان اصلی که رسیدیم

صدای قهقه بلندش ماشین را پر کرد خودم را کمی جمع کردم سمت در. -چه سروشکلی برای پسره ساخته بودن کار کی بود…؟ از خجالتش در اومدن… کبودی های سر و صورت قباد را می‌گفت. -داداشام دیروز اومده بودن خونه… جفت ابروهایش بالا پرید. -برادرات؟ مگه چند تا داری؟ تو رو چرا نبردن؟! -پیدام نکردن! نگاهش از جاده به سمتم برگشت. چشم هایش از هیجان سبز روشن شده بود. حدس زد. -زیر تخت بودی؟ -بالای کمد دیواری. بلندتر از قبل خندید و با کف دست روی فرمان ضربه زد.. -جلبی هستیا… خوب در رفتی…

اول دیدمت فکر کردم از این نازک نارنجیا باشی، ولی نه جنم داری. -مجبور بودم. آهان زیرلبی گفت، هنوز لبخند روی لب های پر و مردانه اش برق می‌زد اما انگار با یک بچه بازیگوش حرف بزند سرزنشم کرد. -باهاشون برمی‌گشتی خونه، دو تا غلط کردم و چیز خوردم می‌گفتی بعد دلشون برات میسوخت الان خوبه با یه گولاخ مثل من که ناخالصی داره سرگردون شدی؟ دروغ چرا؟ ته دلم کمی خالی شد. -ناخالصی داشته باشی هم به خودت مربوطه، ولی برای وعده کارگری همرات اومدم، نه چیزای دیگه… سرش را سمتم کشید و با لحنی که …

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    ایاز و ماه
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    اکرم محمدی
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • 913 روز پيش
  • abbas
  • 495 بازدید
  • قیمت اصلی تومان42,100 بود.قیمت فعلی تومان40,100 است.
  • 0 کامنت
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
کامنت ها

امکان ارسال کامنت فقط برای اعضاء میباشد!

لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید!

راه های ارتباطی مستقیم با ما:

تماس : 09221706572

ایمیل : alimirzaiy73@gmail.com

  • آواتار پریسا
    پریسارمان هزار چم عالی بود با قلم شیوا و‌ریزبین خانم ایلخانی فقط قسمت دوم رمان آخرش ر...
  • آواتار abbas
    abbasسلام عزیز زحمت بکشید به شماره ی 09221706572 در تلگرام یا واتس اپ پیام بدید ....
  • آواتار فرزانه محجوب
    فرزانه محجوبسلام من واریز کردم ولی دانلود نشد فایل...
  • آواتار abbas
    abbasسلام به پشتیبانی پیام بدید عزیز...
  • آواتار س
    سسلام می‌خواهم رمان بهار رسوایی رو دانلود کنم چجوری اینکارو بکنم...
آرشیو نویسندگان
اینماد

درباره سایت
اخودان
سایت اخودان مرجع کامل رمان و کتاب و فایل های آموزشی با پشتیبانی 24 ساعته … راه های ارتباطی با پشتیبانی سایت : شماره تماس واتس اپ و تلگرام : عباس علی میرزائی 09221706572 شماره پشتیبانی 2 فقط در تلگرام و واتس اپ : زینب محمودآبادی 09944563705
آمار سایت
  • 4 نوشته
  • 805 محصول
  • 11 کامنت
  • 332 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " اخودان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.