اخودان
به سایت اخودان خوش آمدید هرجا مشکلی داشتید با ما در ارتباط باشید. 09221706572

تومان38,800

ترب‌پی
هر قسط با ترب‌پی: تومان9,700
۴ قسط. بدون کارمزد، چک و ضامن.

توضیحات

دانلود pdf رمان فال نیک از بیتا فرخی

دانلود رمان فال نیک pdf از بیتا فرخی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

همان‌طور که کوله‌‌ سبک جینش را روی دوش جابه‌جا می‌کرد، با قدم‌های بلند از ایستگاه مترو بیرون آمد و کنار خیابان این‌ پا و آن پا شد. نگاه جستجوگرش به دنبال ماشین کرایه‌ای خالی می‌چرخید و دلش از هیجانِ نزدیکی به مقصد در تلاطم بود از صبح انگار همه چیز داشت روی دور تند اتفاق می‌افتاد از همان وقت که زنگ خبر گوشی‌اش به صدا درآمده و جیران هم بعدش تماس گرفته بود و به عمد با آن لحن اغواگرش ماشین رخت‌شویی فخری خانم را در دلش روشن کرده بود! یاد فخری خانم لبخندی کمرنگ بر لبش نشاند و با خودش فکر کرد اگر زن بی‌چاره بداند اسم ماشین لباسشویی‌اش را روی دل‌آشوبه‌هایش گذاشته‌ است کلی تعجب می‌کند!

خلاصه رمان فال نیک

برای بار سوم در آن روز شماره گیتا را گرفت و با حالتی عصبی گوشی را به گوشش چسباند. حتماً توضیحی وجود داشت حضور یکباره‌ی این بچه در کتش نمی‌رفت و از دیشب نگرانی عمیقی گریبانش را چسبیده بود و رها نمی‌کرد رفتار و ظاهر عجیب آن دختر و این همه پنهانکاری بدتر شاخک‌‌هایش را تیز می‌کرد تا سر از کار مادربزرگش در بیاورد زنی که هرگز عادت به پنهانکاری نداشت؛ از قضاوت دیگران نمی‌ترسید و حرف دلش را رک و راست بر زبان می‌آورد طوری که گاهی تلخ زبان به نظر می‌رسید. همین خصوصیات اخلاقی باعث

میشد مهراد اعتماد به نفس او را تحسین کند و در ناخودآگاه خود دنباله رویش باشد. -بگو مهراد. -آها بالاخره جواب دادید دیگه داشتم نگران می‌شدم. صدای بی حوصله‌ی گیتا او را از موضع طلبکاری اش پایین نیاورد. -صبح برات پیام فرستادم که داریم میریم خرید چرا باید نگران بشی؟! -چون سروکله‌ی یه دختر عجیب و غریب تو خونه مون پیدا شده و یهویی صبح کله‌ی سحر قبل از بیدار شدن من غیبتون می‌زنه. -کله‌ی سحر کجا بود؟ ساعت نه اومدیم بیرون، حتى خواستم بهت بگم ما داریم میریم بازار که دیدم خواب خوابی در مورد بچه

هم گفتم امانته دوستمه و نمیتونم بیشتر از این اسرار مردمو فاش کنم حالا مشکل کجاست که نمی‌ذاری با خیال راحت به کارم برسم؟ با حالتی عصبی برگه‌ای کرم خورده پیچک روی دیوار روبه رویش را کند حالش طوری بود انگار شک و تردید و افکار ناخوشایند را از دیواره‌ی مغزش جدا می‌کرد و زمین می‌ریخت اما منظره‌ رو به رو هنوز زشت بود. تمام توانش را به کار برد تا تُن صدایش بالا نرود و با مادربزرگش مؤدبانه صحبت کند. -تا حالا ندیده بودم برای دوستات از این کارها کنی من فقط نگران خودتم مامان گیتا جونم ببين حتى منى رو که …

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    رمان فال نیک
  • نویسنده
    بیتا فرخی
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • 913 روز پيش
  • abbas
  • 413 بازدید
  • تومان38,800
  • 0 کامنت
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
کامنت ها

امکان ارسال کامنت فقط برای اعضاء میباشد!

لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید!

راه های ارتباطی مستقیم با ما:

تماس : 09221706572

ایمیل : alimirzaiy73@gmail.com

  • آواتار پریسا
    پریسارمان هزار چم عالی بود با قلم شیوا و‌ریزبین خانم ایلخانی فقط قسمت دوم رمان آخرش ر...
  • آواتار abbas
    abbasسلام عزیز زحمت بکشید به شماره ی 09221706572 در تلگرام یا واتس اپ پیام بدید ....
  • آواتار فرزانه محجوب
    فرزانه محجوبسلام من واریز کردم ولی دانلود نشد فایل...
  • آواتار abbas
    abbasسلام به پشتیبانی پیام بدید عزیز...
  • آواتار س
    سسلام می‌خواهم رمان بهار رسوایی رو دانلود کنم چجوری اینکارو بکنم...
آرشیو نویسندگان
اینماد

درباره سایت
اخودان
سایت اخودان مرجع کامل رمان و کتاب و فایل های آموزشی با پشتیبانی 24 ساعته … راه های ارتباطی با پشتیبانی سایت : شماره تماس واتس اپ و تلگرام : عباس علی میرزائی 09221706572 شماره پشتیبانی 2 فقط در تلگرام و واتس اپ : زینب محمودآبادی 09944563705
آمار سایت
  • 4 نوشته
  • 805 محصول
  • 11 کامنت
  • 332 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " اخودان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.